تبلیغات
کیمیای وصال - شیخ و زیارت حضرت ثامن الحجج ( ع)


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :سالک علوی
تاریخ:چهارشنبه 17 آذر 1395-08:45 ق.ظ

شیخ و زیارت حضرت ثامن الحجج ( ع)


مرحوم جلوه در حجره خود مشغول مطالعه بود که دید پیرمردی به در حجره رسید و گفت: اجازه می دهی امشب در حجره شما استراحت کنم؟ 

مرحوم جلوه اجازه داد، پیرمرد وارد شد کیسه ای همراه داشت آن را باز کرد مقداری نان بیرون آورد میل کرد و دوباره سر کیسه را بست و گذاشت زیر سر خود و چیز نازکی هم روی خود کشیده و خوابید، ولی تماشا می کرد و می دید مرحوم جلوه غرق در مطالعه است؛

 گفت: آن کتاب چیست که مطالعه می کنید ؟ 
مرحوم جلوه جواب داد: کتاب اسفار است. پرسید: کدام مبحث را می خوانی؟ مرحوم جلوه در حالی که از سؤال پیرمرد تعجب کرده بود جواب داد: فلان مبحث. 
پیرمرد گفت: ایـنکه چیزی نیست بعد همانطور که خوابیده بود تمام مطالب آن مبحث را با جزئیات بیان کرد، بطوری که مرحوم جلوه دید مطالبی را که خیلی مشکل بوده برایش آسان و روشن شد. 
مرحوم  با تعجب پرسید؟ آقا شما ساکن کجا هستید؟ ممکن است خودتان را معرفی نمایید؟ 
پیرمرد فرمود: اگر قول می دهی به کسی نگویید و مرا به کسی معرفی نکنید می گویم. 
عرض کرد: بلی، قول می دهم و با شما عهد می بندم که تا شما این جا هستید به کسی نگویم.
 آن وقت پیرمرد فرمود: من شیخ مرتضی انصاری هستم. نذر کرده ام که تنها و پیاده به زیارت حضرت ثامن الحجج حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام مشرف شوم و برای آن که کسی مرا نشانسد به این شکل درآمدم. 

------------------

منبع:http://serajnet.org/userfiles/www.salehin.com/fa/salehin/hekayat/ansari/index.htm




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


https://drusillalisby.jimdo.com/
سه شنبه 24 مرداد 1396 11:09 ق.ظ
It is truly a nice and helpful piece of info. I'm
satisfied that you shared this useful info with us. Please stay us up to date like this.

Thanks for sharing.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر