تبلیغات
کیمیای وصال - الله گویان می شوی


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :سالک علوی
تاریخ:پنجشنبه 6 آبان 1395-10:02 ق.ظ

الله گویان می شوی

ای دل چه اندیشیده‌ای در عذر آن تقصیرها

زان سوی او چندان وفا زین سوی تو چندین جفا

زان سوی او چندان کرم زین سو خلاف و بیش و کم

زان سوی او چندان نعم زین سوی تو چندین خطا

زین سوی تو چندین حسد چندین خیال و ظن بد

زان سوی او چندان کشش چندان چشش چندان عطا

چندین چشش از بهر چه تا جان تلخت خوش شود

چندین کشش از بهر چه تا دررسی در اولیا

از بد پشیمان می‌شوی الله گویان می‌شوی

آن دم تو را او می‌کشد تا وارهاند مر تو را

از جرم ترسان می‌شوی وز چاره پرسان می‌شوی

آن لحظه ترساننده را با خود نمی‌بینی چرا

گر چشم تو بربست او چون مهره‌ای در دست او

گاهی بغلطاند چنین گاهی ببازد در هوا

گاهی نهد در طبع تو سودای سیم و زر و زن

گاهی نهد در جان تو نور خیال مصطفی

این سو کشان سوی خوشان وان سوکشان با ناخوشان

یا بگذرد یا بشکند کشتی در این گرداب‌ها

  



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


aboriginalperso33.unblog.fr
سه شنبه 24 مرداد 1396 11:19 ق.ظ
I will right away grasp your rss feed as I can not to find your e-mail subscription link or newsletter service.
Do you've any? Kindly let me know in order that I may subscribe.
Thanks.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر