تبلیغات
کیمیای وصال


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :سالک علوی
تاریخ:چهارشنبه 4 اسفند 1395-09:58 ق.ظ

نمی از دریای کرامت فاطمه(سلام الله علیها)

 بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

   بـــهـشــت عــالـم بــالا بــرایــت آمـاده اســت

                  حـصـیـر خـانـه مـولا بـه پـایـت افـتـاده اسـت     

                          بـــه حـکـم عـشــق بــنـا شـد در آسـمـان علـــی

                            عـــلــی از آن تـــو بـــاشــد؛ تـو هــم از آن عــلــی

                                چــه عــــاشـقـانـه هــمــه عــــمـر مـهـربـان عــلــی

                                   بـه نـان خــشـک عـــلــی سـاخـتـی، بـه نـان عــلــی(1)



از امتیازات یک بانوی مسلمان توفیق او در امر همسرداری است. اگر در میان زن و شوهر، یکی از آنان فداکاری و عفو و گذشت بیشتری داشته باشد، مطمئناً کار به مشاجره و نزاع خانوادگی منجر نخواهد شد. بنابراین، کم توقع بودن، گلایه نکردن و صبر و استقامت در سختیهای زندگی توسط زنان با ایمان می تواند کمک شایانی به استحکام ارکان خانواده بکند. فرازی از زندگی و سخن حضرت زهرا (س) در این زمینه راهکار جالبی برای همسران شایسته می باشد.

در یکی از روزهای پر مشقت، غذا در منزل امام علی (ع) و حضرت زهرا (س) کمیاب شده بود. امام از همسرش پرسید:" فاطمه جان! غذایی داری که مقداری تناول کنیم؟فاطمه (س) پاسخ داد: سوگند به آن خدایی که مقام و عظمت تو را بالا برد! سه روز است

که غذای کافی در منزل نداریم و مقدار اندکی هم که داشتیم به شما بخشیدم و خودم رنج گرسنگی را تحمل کردم.

امام علی (ع) فرمود: چرا به من اطلاع ندادی؟" حضرت زهرا (س) پاسخ داد:

«کانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله نَهَانِی أَنْ أَسْأَلَک شَیئاً فَقَالَ لَا تَسْأَلِی ابْنَ عَمِّک شَیئاً إِنْ جَاءَک بِشَی ءٍ عَفْواً وَ إِلَّا فَلَا تَسْأَلِیهِ» (2)

رسول خداصلی الله علیه وآله مرا نهی فرموده است که از تو چیزی بخواهم و به من سفارش کرده که: از پسر عمویت چیزی درخواست نکن! اگر خودش چیزی آورد، بپذیر وگرنه خودت درخواست نکن!

پی نوشت

(1) http://raheshia.blog.ir/post/50

 (2)  تفسیر عیاشى، ج 1، ص 171.

 (3) درس‏هاى حضرت زهرا (س)، ص: 95؛ پاك نیا، عبد الكریم

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :سالک علوی
تاریخ:دوشنبه 4 بهمن 1395-09:05 ق.ظ

دوباره زندگی -9


ادامه توضیح قانون سوم:

یکی از اشکال های بزرگتری  که  بر علم  بشر وارد است،این است که:

با این همه پیشرفت  علم و تکنولوژی در عصر حاضر، هنوز ابهامات زیادی درباره انسان و جهان هستی وجود دارد که انسان عاجز است از حل آنها.

باید به خود گفت،آیا این همه  عجز به  این معنی نیست که ما و جهانی در آن هستیم  دارای ابعادی هست که علوم بشری قدرت درک و تحلیل آنها را ندارند.

مثلا،علوم بشری وجود روح،رویای صادقانه و... را تایید میکند ولی در چگونگی و تحلیل درست و دقیق و بدن ابهام آن حرفی برای گفتن ندارد.

علم می گوید، انسان و جهان دارای ابعاد ناشناخته ای هستند که در سرنوشت انسان موثر است ولی توانایی درک درست و دقیق آن را تا به امروز ندارم!

اندکی تامل:

انسانی که  با همه ی پیشرفت در علوم ، شناخت کافی به ابعاد وجودی انسان و موضوعات مربوط به آن را ندارد،چطور می تواند برای خوشبختی و موفقیت خود یا دیگر انسان ها طرح جامع و درست ارائه دهد؟

 

نکته:

تنها با تکیه بر علم محدود بشری، برای  یافتن راه سعادت بشر؛ ساده انگاشتن مفهوم انسان و سعادت است.

برای انسانی که دارای ابعاد غیر مادی است،نمی توان با علم محدود طرح ریزی کرد.

نتیجه:

1.عقل،بدون علم کافی ،قدرت طرح و برنامه درست و جامع را ندارد

2.علم کافی در اختیار بشر نیست.

3.برای رسیدن به برنامه درست و کامل باید کاری کرد.

آیا بهتر نیست سراغ خالق هستی ،خالق انسان و جهان بریم و از او بخواهیم که چه باید کرد؟

 

مسلمان ها معتقدند که :

1.دین اسلام راه حلی برای خروج از بحران علم ناقص دارد.

2.خدادون،علم مورد نیاز عقل را در قالب کتابی به نام قرآن برای طرح و برنامه درست زندگی در اختیار بشر قرار داده

3. به همراه قرآن افرادی از جنس بشر را هم مشخص کرده برای شرح و بسط این کتاب برای اصلاح و تکمیل برنامه درست برای همه عصر و زمان .

حقیقت سرایی است آراسته    هوی و هوس ،گرد برخاسته

نبینی که هر جا برخاست گرد   نبیند نظر گرچه بیناست مرد

برای دیدن حقیقت ،باید گرد و غبار تعصب و غرض فروکش کند تا چشم عقل بتواند نور علم را مشاهده کند.

---------------

مطالعه بیشتر:طرحی برای زندگی/علیرضا لطفی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دوباره زندگی 
نویسنده :سالک علوی
تاریخ:یکشنبه 3 بهمن 1395-09:13 ق.ظ

براساس کردار جوانی



می گویند، معیار حقوق بازنشستگی به این صورت است که :

سنوات خدمت قابل قبول (حداكثر ۳۰ سال)  و معدل تمامی حقوق و مزایای دریافتی كه ملاك كسور بازنشستگی است در ۲سال آخر خدمت با اعمال آخرین ضریب حقوق.

در ذهن سخن زیبایی امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام)  جلوه گر می شود که فرمود:

به درستی كه خداوند عزیز، پاداش كارهای نیك را برای بیمار سال‌خورده به آن اندازه كه در دوران جوانی و سلامتی انجام داده می‌نویسد.

هم‌چنین خداوند به فرشتگان می‌فرماید:

 پاداش كارهای بنده‌ام را البته تا وقتی كه به عهد و بندگی‌اش پای بند است به اندازه كارهای شایسته پیش از بیماری و پیری‌اش بنویسید.(1)

 

  جوانا ره طاعت امروز گیر                       که فردا جوانی نیاید ز پیر    

  فراغ دلت هست و نیروی تن                چو میدان فراخ است گویی بزن

  من این روز را قدر نشناختم                 بدانستم اکنون که در باختم    

   قضا روزگاری ز من در ربود              که هر روزی از وی شبی قدر بود(2)

 

بهتر آن است که در فصل بهار جوانی،به فکر پاییز و زمستان پیری  که در راه است، باشیم والان خوشه چینی کنیم و انبار اعمال مان را پر از دانه کنیم،چرا که:

 زود ، دیــــــر می شود

 

 

---------------

1. بحارالانوار: ج 16ص351

2.بوستان/سعدی/ باب نهم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :سالک علوی
تاریخ:شنبه 2 بهمن 1395-09:56 ق.ظ

هر چیز که در جستن آنی ،آنی


 

امیرالمومنین(علیه السّلام) :

«قِیمَةُ كُلِّ اِمْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ: ارزش هر انسانی به مقدار همت او است»

 

 

می گویند طبق قانون فیزیک قراردادن یک آهن در میدان مغناطیسی، پس از مدت کوتاهی آنرا به "آهن رُبا" تبدیل میکند.(2)

 

اندکی  تامل:

قراردادن یک ذهن در میدان مغناطیسی بدبختی، می شود: بدبختی رُبا!

 

و قرار دادن در میدان  مغناطیسی خوشبختی  می شود: خوشبختی رُبا!

 

هرچه را که می بینید،

هرآنچه را که می شنوید

و هر حرفی که می زنید،

 

همه دارای انرژی مغناطیسی هستند و ذهن شما را: "همـــان رُبـــا" می کنند.

 

به قول  مولوی:

 

"تا درطلب گوهر کانی، کانی            تا در هوس لقمه نانی، نانی

من فاش کنم حقیقت مطلب را            هرچیز که در جستن آنی، آنی"(3)

 

-------------

1.نهج البلاغه/ حکمت81

2. http://physic3r.persianblog.ir/post/2/

3.کلیات شمس/ رباعی1815

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :سالک علوی
تاریخ:جمعه 1 بهمن 1395-11:17 ق.ظ

نیاز به امام


حضرت زهرا (سلام الله علیها):

فَجَعَلَ اللهُ...اِطاعَتَنا نِظاماً لِلمِلَّةِ وَ اِمامَتَنا أماناً لِلفِرقَة؛

خدا اطاعت و پیروی از ما اهل بیت را سبب برقراری نظم اجتماعی در امت اسلامی و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و درامان ماندن از تفرقه ها قرار داده است.(1)

 

 

دانشمند جوان
روایت شده گروهی از یاران  امام صادق(علیه السلام) به خدمتش رسیدند و امام  (علیه السلام) به هشام بن حكم كه جوان‌تر از آن‌ها بود، فرمود: آیا به من خبر نمی‌دهی كه چگونه با عمرو بن لبید روبه‌رو شدی و چه پرسیدی؟ هشام گفت: فدایت شوم ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شما بزرگوارید و من شرمسارم و در برابر شما زبانم توانایی حركت ندارد. امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: ای هشام: زمانی كه شما را به چیزی امر می‌كنم، آن را انجام دهید. هشام گفت: از عمرو بن لبید و چگونگی نشستن او در مسجد بصره آگاه شدم، این مسئله بر من گران آمد. بنابراین، به سوی او حركت كردم. روز جمعه به بصره رسیدم و به مسجد بصره وارد شدم. عمرو بن لبید را دیدم كه عبای سیاه پشمی پوشیده و مردم از او پرسش می‌كردند. جمعیت راه را برایم باز كردند. من پشت سر مردم نشستم و گفتم: ای دانشمند! من مردی غریب هستم. آیا به من اجازه می‌دهید تا از شما مسئله‌ای بپرسم؟


گفت: بله                                                                گفتم: آیا چشم داری؟
گفت: پسرم این چه پرسشی است؟                                  گفتم: تمام پرسش‌های من این‌گونه است.
گفت: پسرم! اگر چه ممكن است پرسش‌های شما احمقانه باشد، ولی بپرس   گفتم: آیا چشم داری؟              گفت: بله.
گفتم: با آن چه چیزی را می‌بینی؟                گفت: رنگ‌ها و مردم را.
پرسیدم: آیا بینی داری؟                            گفت: بله.
گفتم: با آن چه كار انجام می‌دهی؟               گفت: می‌بویم.
پرسیدم: آیا دهان داری؟                          پاسخ داد: بله.
گفتم: با آن چه كار می‌كنی؟                       گفت: با آن مزه غذا‌ها را می‌چشم.
گفتم: آیا زبان داری؟                              گفت: بله.
پرسیدم: با آن چه كار می‌كنی؟                  گفت: با آن سخن می‌گویم.
گفتم: آیا گوش داری؟                            گفت: بله.
پرسیدم: با آن چه كار می‌كنی؟                 گفت: صداها را می‌شنوم.
گفتم: آیا دست داری؟                          گفت: بله.
پرسیدم: با آن چه كار انجام می‌دهی؟
پاسخ داد: با آن قدرتم را به كار می‌گیرم و چیزهای نرم و زبر را از هم تشخیص می‌دهم.
گفتم: آیا پا داری؟                              گفت: بله.
گفتم: با آن چه می‌كنی؟                       گفت: از جایی به جایی دیگر می‌روم.

گفتم: آیا قلب داری؟                        گفت: بله. پرسیدم: با آن چه كار انجام می‌دهی؟
گفت: با آن هر چیزی را كه اعضایم دریافت می‌كنند، تشخیص می‌دهم.
گفتم: آیا با داشتن این اعضا از قلب بی‌نیاز نبودی؟                 گفت: نه.
گفتم: چگونه ممكن است در حالی كه تمام اعضای تو سالم هستند.
گفت: پسرم، به درستی كه هرگاه اعضای بدنت در آن چه بوییده، دیده، چشیده، شنیده و لمس كرده‌اند، شك كنند، ان را به قلب می‌سپارند و با آن به یقین می‌رسند و شك آن‌ها از بین می‌رود.
گفتم: آیا خداوند قلب را برای از بین بردن شك قرار داده است؟          گفت: بله.
گفتم: پس به ناچار، اعضای بدن انسان به قلب نیازمندند. و بدون آن، نمی‌توانند به كارشان ادامه دهند.
گفت: بله.


گفتم: ای ابا مروان! همانا خداوند متعال، هیچ كدام از اعضای بدن تو را به حال خود رها نكرده مگر این كه برایشان امامی قرار داده است تا بدین وسیله به كارهایشان سامان بخشد و هر گونه شك را از بین ببرد؛ در حالی كه تمام مردم را ‍[پس از پیامبر] به حال خود رها كرده است تا در شك، اختلاف و سرگردانی خودشان باقی بمانند. آیا برای مردم امامی قرار نداده تا با راهنمایی او، شك و حیرت خود را از بین ببرند؟

در این هنگام، 

عمرو بن لبید ساكت شد و چیزی نگفت. سپس گفت: آیا هشام هستی؟             گفتم: نه.


گفت: پس با او هم‌نشین بوده‌ای؟               گفتم: نه.

گفت: پس تو كیستی؟                            گفتم: از اهالی كوفه هستم.
گفت: پس تو همان هشام هستی.


سپس مرا بغل كرد و در كنار خود نشاند، ولی پیش از شروع به صحبت، من برخاستم. امام صادق(علیه‌السلام) با لبخند فرمود: ای هشام! این شیوه بحث را چه كسی به تو آموخته است؟ گفت: ای فرزند رسول خدا(صلی الله علیه و آله)! بر زبانم جاری شد. فرمود: ای هشام! به خدا سوگند این گونه بحث و این مطالب در صحف ابراهیم و موسی نوشته شده است(2)

 

امام صادق(سلام الله علیه) :

مَن ماتَ و لَم یعرف امام زمانِهِ ماتَ میتةً جاهِلیةً؛

هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.(3)

 

 

 

-----------

1. الاحتجاج علی اهل اللجاج (طبرسی)ج1 ، ص99

2.مناظره های آموزنده/محمدی ری شهری

3. وسایل الشیعه ج16 ، ص246 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :سالک علوی
تاریخ:چهارشنبه 29 دی 1395-09:00 ق.ظ

از ماست که بر ماست



کرکره مغازه را بال برده و چراغ ها را روشن کرده بودی که «مرد»،رسید.


تو را که دید،انگار دنیا را به او بخشیده بودند.


یادت می آید لبخندی زد و گفت:«بازین؟»...

تو فقط نگاهش کردی.شاگردت نگاهت کرد و مرد،به روی خودش نیاورد.

ادره طبقه بالا،مدارک رو نگرفتن...گفتن باید منگنه بشن....می شه با این دستگاه منگنه...

نگذاشتی حرفش را تمام کند...گفتی:

دستگاه منگنه،فروشیه...

مرد،نگاهت کرد...باز هم ...باز هم..و در مانده،راهش را کشید و رفت.

فقط تو می دانستی که او،چندمین نفر بود که راهش را کشیده و رفته ...حالا مردم محل، کنار مغازه نیم سوخته ات ایستاده اند و دلشان برایت می سوزد.

حالا هم فقط تو میدانی که چرا فلز دستگاه منگنه،در آتش مچاله شده است.

 

امام محمد باقر (علیه السلام):

همه ی گرفتاری های بندگان خدا،نتیجه گناه خود مردم است... اما فراموش نکن خدا،همیشه بیشتر از مجازات، می بخشد.(1)



 

رابطه گناه با فقر و مصیبت

 

قرآن كریم می‏فرماید:


 "و ما اصابكم من مصیبة فبما كسبت ایدیكم و یعفوا عن كثیر:

 هر مصیبت و گرفتاری كه به شما می‏رسد دستاورد و ثمره اعمال خودتان است تازه این تمام مجازات اعمال شما نیست چرا كه بسیاری از كارهای شما را مورد عفو قرار می‏دهد.(2)

 

گـر چـه دیـوار افـکــنـد سایــه دراز               بـاز گـردد ســـوی او آن سایه بــاز

ایـــن جهان کوه اسـت و فعـل ما نـد                 ســـوی مـا ای  د نداهـا را صـــد

چون که بد کردی بترس ایمن مبـــاش                 زانکه تخـم است و برو یا ند خـداش(3)

 

 

 

----------

1.اصول کافی/ج2/صفحه 269

2. سوره شوری/آیه 30

3.مولوی/دفتر اول




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :سالک علوی
تاریخ:سه شنبه 28 دی 1395-08:40 ق.ظ

دوباره زندگی-8


توضیح قانون سوم:

در این مرحله سوال این است که چگونه میتوانیم برای زندگی مان طرح ریزی کنیم؟

 باید به اینکه توجه کنیم که ما با سایر موجودات یک تفاوت اصلی داریم،وآن قوه تفکر (قوه تعقل) است.

تمام علوم بشری که تا الان بوجود آمده،از ریاضی ،پزشکی،فلسفه،روانشناسی و... فرزندان عقل بشری است و تمدن بشری مدیون عقل است.

عقل،مرجع تشخیص ما در همه ی انتخاب ها بوده و هست.پس باید با عقل خودمان برای زندگی برنامه و طرح بریزیم.

و اینجا ممکن است یک سوال مطرح شود و آن اینکه:

1.در طول مسیر زندگی بارها خطای عقل مان را مشاهده کردیم.

2.چه تضمینی وجود دارد که در طرح و برنامه ریزی دچار اشتباه نشویم؟

3.همه ی ما عقل داریم ،پس چرا در شرایط یکسان به نتایج مختلف و در برخی موارد متضاد با هم هستند؟

 

به طور خلاصه می توان گفت:

عقل در کارش اشتباه نمی کند اما ورودی ها اشتباه است.

برای مثال: یک کارخانه با  پیشرفته ترین ابزار روز هم که باشد ولی اگر ورودی های مورد نیاز بی کیفیت و ...به این کارخانه پیشرفته دهیم ،بی تردید آن خروجی ای که باید نمی گیریم.

 

امام على (علیه‏السلام) :
العِلمُ مِصباحُ العَقلِ ؛
دانش ، چراغ خرد است .( منتخب میزان الحکمة : ۳۹۶)

می توان گفت که،عقل مثل چشمی است که برای دیدن به نور نیاز دارد و آن علم است. بدیهی است که اگر به عقل،اطلاعات نادرست یا به تعبیری ورودی های ناقص بدهیم،نتیجه آن هم غلط و اشتباه خواهد بود.

از این مطالب می توان یک نتیجه گرفت:

اختلاف مکاتب بشری ناشی از اختلاف عقل ها نیست بلکه بیشتر به خاطر اختلاف در علم هاست.
 

شاید تصدیق کنید که:

خیلی از چیز هایی که اکنون به خاطر ایده شان مصرف می کنیم،در گذشته مضر فرض می شدند و خیلی از چیزهایی که آن را مضر می دانیم،قبلا چیزهایی مفیدی به نظر می رسیدند.

مثلا سیگار تا اواسط قرن 20،تفریحی لذت بخش و مفید محسوب می شد و تحقیقات دانشمندان هم فوایدش را تایید می کرد

اما اکنون سیگار به عنوان منشا بسیاری از بیماری ها و مقدمه اعتیاد به مواد مخدر شناخته شده .

1.به نظر شما چه حیوانی توانسته به کره زمین و ساکنانش آسیب برساند؟

2.آیا هیچ حیوانی به جزء انسان ، هزاران نفر از هم نوعان خود را شب و روز  و به راحتی از بین می برد؟

2.آیا خساراتی که انسان در جهان ایجاد کرده از عهده هیچ حیوانی جزء خودش بر می آید؟

4.چرا این همه خسارت ایجاد کرده در حالی که فرض ما این بوده مشکل در عقل نیست؟

نکته اینجاست که:

این همه خسارت ها و جنایت ها را انسانی ایجاد کرده که بر علم ناقص خود تکبه کرده و با غرور و یا  نا آگاهی خود قصد خدایی کردن دارد، و چنین انسانی خطرناک ترین حیوان است.

 

------

برای مطالعه بیشتر:

طرحی برای زندگی /علیرضا لطفی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دوباره زندگی 
نویسنده :سالک علوی
تاریخ:یکشنبه 26 دی 1395-09:00 ق.ظ

همانی که راضی به آنی

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

 قالَ إِنِّی لِعَمَلِكُمْ مِنَ الْقالِینَ (1)

(حضرت لوط (علیه السلام) ) به قوم خود گفت من به حقیقت این اعمال شما را دشمن می ‏دارم هیچ وقت به اعمال شما راضى نیستم

 نقل است که:

جناب شیخ رجبعلی خیاط، دوستان و شاگردان خود را از همكاری با دولت حاكم ( پهلوی) و به خصوص از تعریف و تمجید آنان بر حذر میداشت.

یكی از شاگردان شیخ از وی نقل كرده‌است كه فرمود: روح یكی از مقدسین را در برزخ دیدم محاكمه می‌كنند و همه كارهای ناشایسته سلطان زمان او را در نامه عملش ثبت كرده و به او نسبت می‌دهند.

 

شخص مذكور گفت: من این همه جنایت نكرده‌ام!!!  به او گفته شد: مگر در مقام تعریف از او نگفتی: عجب امنیتی به كشور داده‌است؟

گفت: چرا!

به او گفته شد: بنابر این تو راضی به فعل او بودی، او برای حفظ سلطنت خود به این جنایات دست زد.

 

در نهج‌البلاغه آمده است كه امام علی(علیه السلام) فرمود:

هركه به كردار عده‌ای راضی باشد، مانند كسی است كه همراه آنان، آن كار را انجام داده باشد و هر كس به كردار باطلی دست زند او را دو گناه باشد؛

 گناه انجام آن و گناه راضی بودن به آن..(2)

 

 

حضرت علی (علیه السلام) فرمود :

« ای مردم ، همه ی افراد جامعه در خشنودی و خشم شریکند ، چنان که شتر ماده ثمود را یک نفر دست و پا برید ، اما عذاب آن تمام قوم ثمود را گرفت ، زیرا همگی آن را پسندیده و راضی شدند.خداوند سبحان می فرماید : ( ماده شتر را پی کردند و سرانجام پشیمان شدند ) سرزمین آنان چونان آهن گداخته ای که در زمین نرم فرو رود ، فریادی زد و فرو ریخت.ای مردم ، آن که از راه آشکار برود به آب می رسد ، و هرکس به سوی کژ راهه گام بردارد ، سرگردان می ماند». (3)

 

و چه بسا در قیامت،وقتی  نامه ی عمل ما را به دست ما بدهند و ببینیم که :

 چند قتل و سرقت و انواع توهین ها به اشخاص محترم و جنایت های گوناگون در نامه ی عمل مان  نوشته اند ! و آن لحظه به  خودمان بگوییم که، ما این ها را مرتکب نشده ایم شاید اشتباهی رخ داده  است : این نامه عمل من نیست ! من اهل این کارها نبوده ام.

و جواب بشنویم که : 

تو راضی از کار عاملان این اعمال بوده ای. از اینکه دزد ، اموال همکار و همسایه ات را برده و خاک نشینش کرده است خوشحال شدی.وقتی شنیدی یا در روزنامه ای خواندی که فلان کاندیدای انتخابات به خاطر اینکه  طرفدارش بودی از هر عیب و خطایش دفاع کردی و از رقیبش که بهتر بود تبلیغ بد کردی و...، یا دوست و فامیلت را با نسبت ناروایی لکّه دار کرده و آبرویش را برده اند ؛ در دل صد آفرین به کس یا کسانی گفتی که چنین کرده اند.

یا براساس مطالب بدون سند و دلیل چه تهمت ها و ....که به دیگران نبسته ایم

پس باید به خود گفت :

ای که دست می رسد کاری بکن     پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار

 

 

---------------

1. سوره مبارکه شعراء /آیه  ۱۶۸

2. کیمیای محبت / ری شهری 

3. ترجمه تفسیر نورالثقلین/جلد 5 /صفحه 483




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :سالک علوی
تاریخ:شنبه 25 دی 1395-09:06 ق.ظ

دوباره زندگی-7


توضیح بیشتر در مورد قانون سوم:

قانون سوم این بود که برای تغییر خود باید یک طرح جامع و درست داشته اشیم، حال این سوال مطرح می شود که طرح جامع و درست چگونه میسر می شود؟

مثال زیر برای بهتر درک شدن برنامه جامع مفید است:

س4 دانشجو را در نظر بگیرید.

1.دانشجوی اول:

تحصیلات خود را با تلاش و همت و نمرات علی به اتمام رساند.اما پس از سال ها متوجه می شود که در انتخاب رشته تحصیلی اشتباه کرد.

2.دانشجوی دوم:

رشته ی تحصیلی مناسب را انتخاب کرده اما در دانشگاه بیشتر به فکر فعالیت های سیاسی و..است و این مشغولیت های جنبی او را از پرداختن به وظیفه و ماموریت اصلی اش غافل می کند.

3.دانشجوی سوم:

رشته تحصیلی مناسب انتخاب کرده و دنبال انجام درست برنامه ها و پایبند به آنهاست ولی برنامه و روش مناسبی در تحصیلش ندارد،به همین دلیل بسیاری از موقعیت ها و فرصت ها را ازدست می دهد.

4.دانشجوی چهارم:

رشته تحصیلی مناسب،پایبند به هدف و برنامه در ست دارد اما به خاطر تنبلب تلاش و همت کافی ندارد .  

می توان گفت یک طرح درست و جامع از چهار بخش اصلی تشکیل می شود:

1.هدف گذاری   2.ماموریت   3.برنامه ریزی    4.اجرا

 

سوال:

به نظر شما چهار دانشجویی که در بالا آورده شد در کدام قسمت از برنامه دچار اشکال هستند؟

هدف از مثال بالا:

هر کسی که می خواهد زندگی خوب و موفق و رشد شخصیتی متناسب داشته باشد،باید در زندگی خود برنامه جامع و درست داشته باشد.بدون داشتن هدف  و برنامه، موفقیت و رشد و تکامل ممکن نیست.

آیا همه ی ما می به این فکر کردیم که:

1.واقعا چه هدفی در زندگی داریم و به چه چیزی می خواهیم برسیم؟ و چرا؟

2. هدف ما بر چه اساس و بنیانی شکل گرفته؟

3. برای رسیدن به هدف از چه مسیری باید استفاده کنیم؟

4.هدف کوتاه مدت،متوسط و بلند مدت ما چیست؟

5. آیا اهداف خودمان را اولویت کردیم؟ بر چه اساسی ؟

6.در اجرای کار در طور مسیر از چه معیاری برای سنجش و ارزیابی خودمان استفاده کنیم؟

و....

البته شاید برخی با خواندن مطالب بالا بگویند:

گرچه مطالب خوبی است ولی زندگی به این سختیها هم فکر می کنید  نیست و این طور زندگی کردن سخت و دست و پا گیر است.

اگرشما هم  چنین می نگرید در مباحث آینده هم با ما همراه باشید....


--------

برای مطالعه بیشتر:

طرحی برای زندگی/علیرضا لطفی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دوباره زندگی 
نویسنده :سالک علوی
تاریخ:جمعه 24 دی 1395-09:26 ق.ظ

ریشه مردانــــــــگی


 

امام على علیه السلام:

اَصلُ المُروءَةِ الحَیاءُ وَ ثَمَرَتُهَا العِفَّةُ؛  ریشه مردانگى حیا و میوه اش پاكدامنى است.(1)

 

جوانی و پاكدامنی


گروهی از زنان شهر گفتند: همسر عزیز، غلامش را به خود فرا می‌خواند. چون این جریان به گوش همسر عزیز مصر رسید، زنان اشراف را به خانه‌اش دعوت كرده و برای آنان مجلسی آراست. سپس به هر كدام از آنان، نارنج و چاقویی داد و به آنان گفت كه پوست بكنید. آن‌گاه به یوسف كه در خانه بود، دستور داد كه به مجلس بیاید. زمانی كه یوسف وارد شد، زنان به محض دیدن یوسف، دست خود را بریدند. خداوند در قرآن فرموده است: هنگامی كه همسر عزیز مصر از فكر آنان با خبر شد، به سراغشان فرستاد و از آنان دعوت كرد. سپس برای آنان، نارنج فراهم ساخت و به دست هر كدام چاقویی داد. در این هنگام به یوسف گفت: وارد مجلس آنان شو. هنگامی كه چشمانشان به یوسف افتاد، او را بسیار بزرگ شمردند. زنان در ادامه گفتند: این یك فرشته بزگوار است. همسر عزیز مصر گفت: این همان كسی است كه به خاطر عشق و دوستی او، مرا سرزنش می‌كردید. آری، من او را به خویشتن دعوت كردم، ولی او خودداری ورزید. سپس گفت: اگر آن چه دستور می‌دهم، انجام ندهد، به زندان خواهد افتاد و به یقین، خوار خواهد شد.


پس از آن، همه زنان، یوسف را به خود دعوت كردند و از او كام جویی خواستند. یوسف در آن خانه، از این وضعیت به ستوه آمد و دلتنگ شد و گفت: پروردگارا! زندان نزد من محبوب‌تر است از آن‌چه اینان مرا به سوی آن می‌خوانند. اگر مكر و نیرنگ آنان را از من بازنگردانی، به سوی آنان متمایل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود. پروردگار نیز دعای یوسف را اجابت كرد و كید آنان را از او بگردانید. مراد از كید، حیله زنان است كه رغبت یوسف را به آنان برمی‌انگیخت. پس از چندی، همسر عزیز مصر دستور داد كه یوسف را زندانی كنند.(2)

به راستی یوسف در این بحران خطیر نیکو مجاهده کرد، چه مجاهده‌ای بزرگ که امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:


«مَا الْمُجاهِدُ الشَّهیدُ فی سَبیلِ اللهِ بِاَعْظَمِ اَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ، لَکادَ الْعَفیفُ اَنْ یکونَ مَلَکاً مِنَ الْمَلائِکهِ؛

مجاهدی که در راهِ خدا شهید شود پاداش او بیشتر از کسی نیست که بتواند کار حرامی را انجام دهد ولی عفّت بورزد، حقّاً شخص عفیف و پاکدامن نزدیک است فرشته‌ای از فرشتگان گردد» (3)

پاکیزه روی را که بود پاکدامنی                         تاریکی از وجود بشوید به روشنی

گر شهوت از خیال دماغت به در رود                 شاهد بود هرآن چه نظر در وی افکنی

زنهار، گفتمت قدم معصیت مرو                        ورنه نزیبدت که دم از معرفت زنی

سعدی، هنر نه پنجه مردم شکستن است              مردی درست باشی ، اگر نفس بشکنی

 

 

---------------------

1. عیون الحکم و المواعظ(لیثی) ص 112 ، ح 2449

2.بحارالانوار: ج 12، باب 9، ص 227، روایت 3.

3. نهج البلاغه، حکمت ۴۷۴

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :سالک علوی
تاریخ:پنجشنبه 23 دی 1395-09:10 ق.ظ

دوباره زندگی-6

 

قانون سوم: برای تغییر خودم،باید یک برنامه جامع و درست داشته باشم.


تا الان رسیدیم به اینکه هر کس برای رسیدن به موفقیت درست و صحیح باید سه قانون را در کنارهم داشته باشد:

1.من مسئول زندگی خودم هستم و خودم باید آغازگر تغییرات باشم

2.برای تغییر و اصلاح باید از خود شروع کنم

3.برای تغییر باید طرح و برنامه جامع داشته باشم

زندگی و شخصیت انسان دارای ابعاد و پیچیدگی های زیادی است و این پیچیدگی ها این احتمال را افزایش می دهد که در طول مسیر موفقیت ممکن است از مسیر صحیح و درست خارج شویم و یا دچار افراط و تفریط شویم.

لازمه ی  رسیدن به زندگی موفق و شخصیت مناسب، رشد مناسب و متناسب  در تمام جوانب زندگی است.

به مثال زیر برای درک درست و بهتر قانون سوم دقت کنید.

به نظر شما آیا فردی که در یک زمینه ی علمی متخصص و ماهر باشد (مثلا متخصص دریک رشته پزشکی) ،برای زندگی و پیشرفت درست و صحیح کافیست؟

مسلما نه.

چرا که همین متخصص علاوه بر تخصصی که دارد،یک انسان است و زندگی خانوادگی ، اجتماعی و انسانی  دارد 

و نیاز های مادی و معنوی دارد .اگر این شخص در روش درست  برخورد با همسر و فرزند و...مهارت نداشته باشد

 دز ادامه زندگی دچار مشکلات فراوانی می شود تا جایی که گاهی ممکن است همان تخصص را هم از دست بدهد

 یا آنگونه که باید نتواند از آن بهره ببرد. چنین فردی، زندگی و شخصیت «کاریکاتوری»دارد. چون نتوانست 

تمام ابعاد شخصیتی خود را به طور مناسب رشد دهد.


اگر به مسابقات ورزشی نگاه کنیم می بینیم ، نقاط ضعف یک ورزشکار مهم ترین علت شکست خوردنش  است،

 شروع ویرانی  یک ساختمان از ضعیف ترین ستون هایش است.


 این مثال ها و مشاهدات می تواند یک تلنگری برای ما باشد که:

هر فردی باید مواظب نقاط ضعف خود باشد، و همه ی ستونهای شخصیتی خود را متناسب با هم تقویت کند تا به راحتی فرو نریزد.

رشد متوازن ، متناسب و همه جانبه مقدور نیست مگر اینکه یک طرح درست و جامع داشته باشیم.

 

------------

برای مطالعه ی بیشتر رجوع شود به:

طرحی برای زندگی/علیرضا لطفی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دوباره زندگی 
نویسنده :سالک علوی
تاریخ:چهارشنبه 22 دی 1395-09:20 ق.ظ

ارزش زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها)

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

 

 

 

امام صادق(علیه السلام):

 إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ أَلَا إِنَّ لِرَسُولِ اللَّهِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِینَةُ أَلَا وَ إِنَّ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ

 أَلَا وَ إِنَّ قُمَّ الْكُوفَةُ الصَّغِیرَةُ أَلَا إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِیَةَ أَبْوَابٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا إِلَى قُمَّ تُقْبَضُ فِیهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِی 

اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَى وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِیعَتِی الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِمْ.

خداوند حرمى دارد كه مكه است پیامبر حرمى دارد و آن مدینه است و حضرت على (ع) حرمى دارد و آن كوفه است

 و قم كوفه كوچك است كه از 8 درب بهشت سه درب آن به قم باز مى شود - زنى از فرزندان من در قم از دنیا مى رود 

كه اسمش فاطمه دختر موسى (ع) است و به شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت مى شوند(1)

 

 

امام جواد علیه السّلام:

هر كس قبر عمّه ام (حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام) را در قم زیارت كند،بهشت پاداش اوست.(2)

 

 

 وقتی از شهید مطهری پرسیدند دلیل این همه تجلیل شما از علامه طباطبایی برای چیست و چرا تعبیر «روحی فداه » را در مورد این استادتان 

بکار می برید؟ پاسخ داد: احترام من به ایشان تنها به خاطر علم او نیست، بلکه از این جهت است که او عاشق و دل باخته اهل بیت علیهم السلام است .

 علامه طباطبایی درماه رمضان هنگام غروب آفتاب پیاده به حرم مطهر حضرت معصومه علیها السلام مشرف می شد و پس از بوسیدن ضریح به 

خانه می رفت و افطار می کرد این ویژگی اوست که مرا شیفته اش نموده است . (3)

 

ای بانوی کریمه، ما سائلانت هستیم                      بنگر که با تمنا بر خوان تو نشستیم

لطف تو بر گدایان، بی مثل و بی بدیل است           در دیده ی دو عالم،احسان تو جمیل است

 

 

 

----------------------------------------------

1.بحارالانوار(ط-بیروت) ج 57 ، ص 228 ، ح 59

2.كامل الزیارات،ص 5362.

3. مجله پیام انقلاب، شماره 123، 19 آبان 1363ه ش . 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :سالک علوی
تاریخ:یکشنبه 19 دی 1395-09:50 ق.ظ

دوباره زندگی-5

دوباره زندگی-5

توضیح بیشتر در مورد قانون دوم

در قانون دوم گفته شد که باید خودمان را تغییر دهیم ،حال سوال این است که چه چیزهایی را باید در خودمان تغییر دهیم؟


1.اصلاح نگرش و ذهنیت

ما یک ذهنیت نسبت به محیط اطراف خود داریم و یک واقعیت که وراء ذهنیت ما وجود دارد،ما می توانیم ذهنیت خود را نسبت به محیط اطراف تغییر دهیم ،هر کس از ما به تنهایی نمی توانیم دنیا را تغییر دهیم.ولی اگر خودمان را اصلاح کردیم ،به تبع آن دنیا خود به خود عوض می شود.

نکته مهم این است که،باید دنیا را درست ببینیم و ذهنیت های اشتباه را از ذهن بیرون کنیم.

گویند:شخصی وارد مغازه ای شد به سوی لیوانی برای خرید رفت،لیوان که بر عکس روی قفسه بود و آن شخص بهاین  نکته دقت نداشت.لیوان را برداشت و به مغازه دار گفت،این لیوان سرش بسته است و ته لیوان هم که باز است.صاحب مغازه در جواب گفت:شما لیوان را برعکس گرفتید...

نگاه برخی از ما به جهان این طور است،چون دنیا را برعکس و غلط می بینیم و بر اساس همان نگاه جهان را تفسیر می کنیم و به جایی هم نمی رسیم.

چو بشنوی سخن اهل نگو که خطاست     سحن شناس نه ای جانا خطا اینجاست

 

2.اصلاح اخلاق و رفتار

بسیاری از مشکلات ما ناشی از رفتارهای غیر اخلاقی است،و راه آن ،اخلاقی تر شدن مان است.گاهی فکر می کنیم نمی شود ولی اگر دقت کنیم راه حل آن را می یابیم. دنیا غالبا نقش عکس العملی نسبت به رفتار ما دارد،اگر رفتار و کردار ما درست شد مطمئنا به تبع آن محیط اطراف و جهان عوض خواهد شد.

این جهان کوهست و فعل ما ندا             سوی ما آید نداها را صدا

 

3. کسب مهارت و توانایی

همه ی ما از صبح که بیدار می شویم تا شب که می خوابیم،صدها کار انجام می دهیم و می دانیم که برای پیشبرد درست،صحیح و سریع کارها  مهارت  انجام کارها را باید بلد باشیم و انجام دهیم از خوردن و خوابیدن گرفته تا علوم جدید،چه مسائل مادی و دنیوی و چه مسائل معنوی.

 برای مثال:

دونفررا در نظر بگیرید که قرار است هر کدام شان در طی 20 روز هزار صفحه تایپ کنند:

نفر اول ده روز از وقتش را برای یاد گیری روش تایپ،کار با ورد و...می گذارد

و با مهارت شروع به نوشتن میکند...

ولی نفر دوم با این تصور که وقت کافی برای آموزش  ندارد،شروع به نوشتن میکند...

شاید در نگاه اول این به نظر برسد که نفر دوم زودتر به نتیجه می رسد ولی با گذشت زمان می بینیم شخصی که مهارت کار را کسب کرد سریع تر کارش را به اتمام می رساند و حتی در کارهای بعدی موفقتر خواهد بود.

  جدای اینکه به یک مهارتی رسید که برایش ماندگار شد و می تواند به دیگران  نیز آموزش دهد.

 

4. تغییر عادات ناپسند

هر یک از ما به خاطر ذهنیت ها و رفتار هایی که داریم،مسلما عدات و رفتار های ناپسند ی هم داریم که شاید به آن دقت نکردیم و یا در صدد اصلاح آن گام بر نداشتیم. یکی از مواردی که اگر تغییر کند در زندگی ما اثر خوبی دارد اصلاح  عادات ناپسند است.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دوباره زندگی 
نویسنده :سالک علوی
تاریخ:چهارشنبه 15 دی 1395-04:21 ب.ظ

اخـــــــــــــلاق


 

خلق خوش  درخانواده  میکند    اثر       خلق خوش در زندگی شیرین بود مثل شکر

تاتوانی ای برادرخلق نیکو پیشه کن      خلق  نیکو   مار   را   ز لانه اش  آرد   به  در

الغرض منظور ما ازین جهت خیر شماست   شخص خوش خلق بنده باارزش وخوب خداست (1)

روایت:

پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله): «اِیّاكُمْ وَ سُوءَ الْخُلْقِ فَاِنَّ سُوءَ الْخُلْقِ فِى النّارِ لا مُحالَةَ» یعنی " از سوء خلق بپرهیزید كه این عمل سرانجام در آتش است. "(2)

امام على (علیه السلام) :

 فى سَعَةِ الاَخْلاقِ كُنوزُ الارْزاقِ؛ گنج هاى روزى در وسعت اخلاق نهفته است(3)

پیامبر(صلى الله علیه وآله) :

اَحَبُّكُمْ اِلَى اللّه‏ِ اَحْسَنُكُمْ اَخْلاقا. محبوب‏ترین شما در نزد خدا، خوش اخلاق‏ترین شماست . (4)

اندکی تامل

روزی از دانشمندی ریاضیدان  نظرش را درباره زن و مرد  پرسیدند.

جواب داد:

اگر زن یا مرد دارای ( اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد یک =۱

اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم =۱۰

اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =۱۰۰

اگر دارای (اصل و نصب) هم باشند پس سه تا صفر  جلوی عدد یک میگذاریم =۱۰۰۰

ولی اگر زمانی عدد یک رفت (اخلاق) چیزی به جز صفر باقی نمی ماند و صفر

هم به تنهایی هیچ نیست ، پس آن انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت!(5)

 

شاید بتوان گفت که :

انسان کارهای خوب زیادی انجام دهد ولی بد اخلاقی باعث می شود که جهنمی شود یعنی ارزش آن کارها زمانی معلوم و مشخص می شود و به چشم میاد و انسان را بهشتی می کند که مزین به حسن خلق شود.

 

منبع:

1. http://tayeb7166.blogfa.com/post-97.aspx

2. بحارالانوار، جلد 68، صفحه 383 - وسائل‏الشیعة 12 152

3.  كافى، ج ۸ ، ص ۲۳

4. مجمع البیان، ج 10، ص 87 .

5. http://aminiblog.blogfa.com/

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :سالک علوی
تاریخ:سه شنبه 14 دی 1395-11:23 ق.ظ

بندگی من یا آزادی تو؟


روزی خلیفه وقت، کیسه پر از سیم با بنده ای نزد ابوذر غفاری فرستاد. خلیفه به غلام گفت: «اگر وی این از تو بستاند، آزادی». غلام کیسه را به نزد ابوذر آورد و اصرار بسیار کرد، ولی وی نپذیرفت.

 

غلام گفت: آن را بپذیر که آزادی من در آن است و ابوذر پاسخ داد: «بلی، ولی بندگی من در آن است»

 

به قول مولوی:

چیست دنیا ،از خدا غافل شدن           نی طلا و نقره و فرزند و زن

گاهی ثروت های مادی آدمی را بنده خود می کنند و او را از بندگی خدا خارج می سازند. البته اگر باعث شود آدمی در مادیات غرق شود و آنرا وسیله بندگی قرار ندهد ،چرا که مومن و کافر هر از دنیا بهره می برند ولی یکی دنیا را برای خدا و دیگری دنیای بدون توجه به خدا.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




  • تعداد صفحات :6
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6