تبلیغات
کیمیای وصال
چهارشنبه 12 دی 1397

اصول عقاید-9

   نوشته شده توسط: سالک علوی    نوع مطلب :فلسفه و کلام ،

...ادامه

10-1نیاز به دین

عوامل شكوفایى فطرت‏ چیست؟

عواملی که گرد و غبار را  از آینه ی فطرت  شستشو  می دهند و باعث روشنایی چشم حقیقت بین انسان می شود:

1- احساس خطر:

خیلی از انسان ها  وقتی از نظر مالی ،جسمی و روحی مشکلی ندارند معمولا غافل هستند،ّاما همین كه دستشان از ابزار و وسایل ظاهرى قطع شد و یا از كمك آنها ناامید شده و احساس خطر نمودند، به فطرت خود باز مى‏گردند.

2- مشكلات و گرفتاری ها:

وقتی انسان دچار گرفتاری می شود که نمی تواند حل کند به مرض تحیر و سرگشتگی که رسید انتظار دارد از یک جایی کمکی برسد.(بازگشت به امور فطری)

3- یاد نعمت‏هاى الهى:

 توجّه و تدبّر و تفكّر در نعمت‏هاى الهى، فطرت را شكوفا مى‏كند.

...ادامه

 


شنبه 8 دی 1397

اصول عقاید-8

   نوشته شده توسط: سالک علوی    نوع مطلب :فلسفه و کلام ،

...ادامه

9-1نیاز به دین

آیا فطرت غبار آلود می شود؟

گاهی ممکن است درخشندگی آفتاب فطرت ،به خاطر اموری پشت ابر غفلت قرار بگیرد ، و درخشندگی اش را کم کند.

در این زمینه دو نکته لازم است:

الف:چه عواملی باعث غبار فطرت میشود؟

ب:چه عواملی باعث شکوفایی فطرت می شود؟

در این متن به قسمت «الف» می پردازیم

برای مثال:

آینه ای که صاف و شفاف است،تصویر هر چیزی را دقیق،درست و بدون کم و کاست نشان می دهد،ولی اگر همین آینه  صفحه اش کدر و غبار آلود شود تصویر را به صورت روشن و واضح نشان نمی دهد،راه حل آن، کنار زدن گرد و غبار از صفحه آینه است.

لذا فطرت حقیقی و خداجوی ما هم گاهی همچون آینه  غبار آلود می شود که باید غبار از صفحه اش پاک کنیم.

عواملی که باعث غبار آلود شدن از آینه ی فطرت می شوند را مرور می کنیم:

1- تبعیت متعصبانه و کورکورانه از دیگران.

2- رفاه‏ گرایى و غوطه ‏ور شدن در مادّیات.

3- تحت تاثیر محیط قرار گرفتن.

4- رفیق بد. چه بسا انسان های خوبی که  همنشینی با رفیقان بد او را  از راه منحرف می سازد. 

5- تبلیغات سوء:نمونه ی قابل لمس آن تبلیغات های مسموم و ضد دینی ماهواره ها و فضای مجازی عصر حاضر

6- تهدید و ایجاد ترس و دلهره از سوى مخالفان دین.

7- خود باختگى در برابر افكار و عقاید دیگر مكاتب.

8- پیروى از هنرمندان منحرف:سامرى كه یك هنرمند بود با ساخت گوساله‏ ى، مردم را گوساله پرست نمود. «فاخرج لهم عِجلًا جسداً له خُوار» «اعراف/148»

9- همرنگ جماعت شدن :گرچه خود به غلط بودن آن آگاه است ولی به خاطر«خواهى نشوى رسوا، همرنگ جماعت شو» از جامعه پیروى و تبعیّت مى‏كند.

10- وسوسه‏ هاى شیطانى.

11- هوا و هوس.

البته عوامل دیگری هم ممکن است باشد که نیاورده باشیم.

...ادامه دارد


سه شنبه 4 دی 1397

اصول عقاید-7

   نوشته شده توسط: سالک علوی    نوع مطلب :فلسفه و کلام ،

8-1نیاز به دین

...ادامه


اگر اعتقاد به خدا و دین فطری است چرا برخی از مردم دین دار نیستند؟

یکی از شواهد و دلایل:

هر انسانی در حال درماندگی و ناامیدی از همه جا و همه ی وسایل مادی و دنیوی متوجه عالم غیب و امری غیبی می شود که انتظار نجات و کمک از آن را  دارد.

 مردم در نهاد خود به دنبال حق می‌باشند، اما واقعیت این است که :

1.عواملى از بیرون و دورن باعث می‌شود که آنها در شناخت و گرایش به حق دچار انحراف شوند.

2. ممكن است در شناخت سرچشمه هستى‏، کمال و سعادت حقیقی در مواردى خطاى در تطبیق و مصداق رخ دهد.

3. امور فطرى گاه ممكن است تحت الشّعاع عواملی از بیرون و دورن قرار بگیرد،و  مورد غفلت واقع شوند.

اگر حجابی هست، خود ایجاد کرده‌ایم و باید آن‌ها را کنار زنیم تا خدا را در وجود خویش بیابیم.

دوست نزدیک‌تر از من به من است              وین عجب‌تر که من از وی دورم

چه کنم با که توان گفت که دوست             در‌کنار من و من مهجورم[1]

 

ادامه.....

 

 



[1] .گلستان/ سعدی شیرازی


پنجشنبه 29 آذر 1397

اصول عقاید-6

   نوشته شده توسط: سالک علوی    نوع مطلب :فلسفه و کلام ،

...ادامه

7-1 نیاز به دین

فطرت در قرآن‏

گرچه در قرآن یک بار واژه ی «فطرت» به کار رفته است،ولی برخی آیات به امور فطری اشاره دارد.

آیاتی مثل:

1- آیه‏ «اشتروا الضلالة بالهدى»[1] آنان هدایت را دادند وگمراهى را خریدند. كه معلوم مى‏شود انسان هدایتى فطرى داشته ولى آن را با گمراهى‏ معاوضه كرده است.

2- آیه‏ «نسوا اللّه»[2]، خدا را فراموش كردند. كه بیانگر این مطلب است كه اعتقاد به خدا وجود داشته ولى آنها فراموش كرده‏اند.

3- آیه«یا ایها الّذین آمنوا علیكم انفسكم»[3] كه از بازگشت به خویشتن سخن مى‏گوید.

4- آیه «یاویلتى‏ لیتنى لم أتّخذ فلاناً خلیلًا»[4]كه ندامت وپشیمانى انسان را بیان مى‏كند.

5- آیه «وذكّر فانّ الذكرى تنفع المؤمنین»[5] كه در مورد یاد و یادآورى است.

6- آیه «هل یستوى الذین یعلمون و الذین لا یعلمون انّما یتذكّر اولوا الالباب»[6] كه قرآن از انسان سوال مى‏كند. از طرح این سؤالات معلوم مى‏شود كه انسان در درون خود مطالبى را مى‏فهمد و مى‏شناسد.

8- آیاتى كه مى‏گوید: انسان بر نفس خودش آگاه است. «بل‏الانسان على نفسه بصیرة»[7]

9- آیه «ألم أعهد الیكم یا بنى آدم»[8]که در مورد عهد و پیمان و میثاق انسان با خداست.

فطرت،سرمایه درون انسان  است.هرکس خود حقیقی را شناخت،خالق خود را نیز خواهد شناخت.

هرکس به خودش رجوع کند می بیند بسیاری از چیزهایی را که دنبالش بود در خودش وجود دارد.

ای نسخه ی عالـم الهــــی که تویی               ای آینه ی جمال شاهــــی که تویی

بیرون زتو نیست هر چه در عالم هست              ازخود بطلب هرآنچه خواهی که تویی[9]

ادامه دارد....



[1] . سوره بقره، آیه 16

[2] . سوره توبه، آیه 67

[3] . سوره مائده، آیه 105

[4] . سوره فرقان، آیه 28

[5] . سوره ذاریات، آیه 55

[6] . سوره زمر، آیه 9

[7] . سوره قیامت، آیه 14

[8] . سوره قیامت، آیه 14

 


سه شنبه 27 آذر 1397

اصول عقاید-5

   نوشته شده توسط: سالک علوی    نوع مطلب :فلسفه و کلام ،


6-1نیاز به دین

...ادامه

دینِ فطرى به چه معناست؟

دین فطری ، یعنى:

1. ریشه ‏هاى دین در نهاد هر بشرى نهفته است.

2. اصول و فروع دین، اخلاق و معارف و مبانى دین با نوع خلقت انسان سازگار است.

هر انسانی در هر زمان و مکان می خواهند بداند که:

الف: از کجا آمده است؟و منشأ هستی کجاست؟ این، همان‏ ریشه توحید است.

ب: در درون خود احساس نیاز به راهنما و شناخت حق و باطل را می یابد، و این ریشه نبوّت و امامت است.

ج: در وجود خودش احساس و انتظار پاداش و تشویق در مقابل کار خوب و مجازات و سرزنش در مقابل کار زشت را دارد ، ریشه اعتقاد به معاد است.

د: تشكّر و فروتنی در مقابل كسى كه به انسان خدمتى كرده، ریشه عبادات و نماز است.

و:توجّه به محرومان و مستمندان و علاقه به رفع مشكلات همنوعان، ریشه خمس و زكات و انفاق است.

ه: توجّه به نجات یك انسان گرفتار و كسى كه در خطر است و علاقه به سعادت دیگران ریشه امر به معروف و نهى از منكر است.[1]

 

ادامه دارد....

 



[1] .محسن قرائتی/اصول عقاید 


یکشنبه 25 آذر 1397

اقسام حیات و زندگی

   نوشته شده توسط: سالک علوی    نوع مطلب :اخلاق(حکایات،سخن بزرگان،شعر، و..) ،


«یَآ أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَجِیبُواْ لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا یُحْیِیكُمْ وَ اعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ‏ »[1]

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! هرگاه خدا و رسول شما را به چیزى كه حیات‏بخش شماست دعوت مى‏كنند، بپذیرید و بدانید خداوند، میان انسان و دل او حایل مى‏شود و به سوى او محشور مى‏شوید.

حیات، اقسام مختلفى دارد:

1. حیات نباتی. «انّ اللّه یحیى الارض بعد موتها» [2] خداوند زمین را زنده مى‏كند.

2. حیات حیوانى. «لمحیى الموتى»[3] خداوند مردگان را زنده مى‏كند.

3. حیات فكرى. «مَن كان میّتاً فأحییناه» [4]آن كه مرده بود و زنده‏اش كردیم.

بیخ عمرت را بده آب حیات    تا درخت عمرت گردد با نبات[5]

مراد از حیاتی که انبیاء با دعوت  خود فراهم می آورند حیات نباتی و حیوانی نیست،بلکه حیات فکری است که باعث زنده شدن انسان است.

در رشد و تغذیه و... بین انسان و حیوان و نبات فرقی نیست.تنها فرقی که بین انسان و سایر موجودات هست،قوه عقل،تفکر و اختیار انسان است که نیاز به هدایت و راهبری دارد تا به مقصد برسد.

حیات انسان، در چیست؟

1.انبیاءبرای زنده کردن مردم به ایمان و عمل صالح دعوت کردند . «دعاكم لما یحییكم»[6]

2. رمز رسیدن به زندگی پاک،اطاعت از خدا و رسولش است.«مَن عمل صالحاً من ذكر أو أنثى و هو مؤمن فلنحیینّه حیاة طیّبة» [7]

 



[1] . انفال/24

[2] . آل‏عمران/ 49.

[3] . تفاسیر مجمع‏البیان و نمونه.

[4] . تفسیر فرقان.

[5] .مولوی/مثنوی معنوی

[6] . انفال/ 24

[7] . نحل/97

 


جمعه 23 آذر 1397

اصول عقاید-4

   نوشته شده توسط: سالک علوی    نوع مطلب :فلسفه و کلام ،

...ادامه

5-1نیاز به دین

آیا انتخاب راه دین فطری است؟

فطرت، بر وزن خلقت و به معناى آن است.هر نوع احساسى در انسان كه در پدید آمدن آن، استاد و مربّى و تمرین نقش نداشته، و امرى دائمى و همیشگى، در همه مردم، همه مكان‏ها و همه زمان‏ها باشد، از آن احساس، گاه به فطرت و زمانى‏ به غریزه تعبیر مى‏شود.

با این تفاوت که:

معمولاغریزه به آن سرى از احساسات و تمایلات گفته مى‏شود كه در حیوان و انسان، هر دو باشد، مانند احساس گرسنگى و تشنگى.

اما نشانه فطرى بودن یك موضوع همان عمومیّت آن است. یعنى احساسى است كه بدون معلّم و مربّى و تلقین، در آفرینش او نهفته شده و عمومیّت دارد.

مثلًا علاقه مادر به فرزند، فطرى است، یعنى در هر زمان و مكان و در هر رژیم و نظامى، این علاقه را در مادران خواهید یافت.

البتّه ممكن است عواملى سبب شدّت و ضعف آن احساس شود، در انسان، هم علاقه به مال هست و هم علاقه به خوشى و سلامتى، ولى این علاقه‏ها در همه افراد یكسان نیست:

1. بعضى مال را فداى جان

2.بعضى جان را فداى مال مى‏كنند.

همان گونه كه در میان اعراب جاهلى، علاقه به آبرو و خیال اینكه داشتن دختر ننگ است، سبب مى‏شد كه پدر از علاقه به فرزند دست كشیده، با دست خود، دخترش را زنده به گور كند. بنابراین، معناى فطرى بودن، آن نیست كه انسان در عمل نیز دائماً دنبال آن برود زیرا چه بسا فطرتى روى مسأله فطرى دیگر را بپوشاند.

یكى از آثار مسأله فطرت، احساس افتخار است. كسى كه روى مرز فطرت گام بر مى‏دارد در خود احساس آرامش مى‏كند، مادرى كه فرزند خود را در آغوش گیرد، احساس غرور مى‏كند و حتّى به مادرى كه به فرزند خود بى‏مهرى كرده انتقاد مى‏كند، آرى، آن افتخار و این انتقاد همه از آثار فطرت است.

ادامه دارد....


جمعه 23 آذر 1397

اصول عقاید-3

   نوشته شده توسط: سالک علوی    نوع مطلب :فلسفه و کلام ،

...ادامه

4-1نیاز به دین

آیا عقل هم راه دین را انتخاب می کند؟

انبیاء،امامان و بندگان صالح و صادق گفته ‏اند: خدا،دین و آخرتی وجود دارد ،و روزى فرا مى ‏رسد كه انسان باید پاسخگوى اعمال خود باشد، پاداش كارهاى نیكش را مى ‏بیند و به خاطر كارهاى زشت و ناپسندش مجازات مى‏ شود.

گفته‏ اند: باید سالى یك ماه‏رمضان،روزه بگیرد. به جاى آنكه شراب بنوشد از خودِ انگور استفاده كند و روزى چند دقیقه در برابر خالق خویش نماز گزارد و به جاى بى‏حرمتى به ناموس دیگران، ازدواج كند و عفّت خود را حفظ نماید.

بررسی عقلی ساده:

این گفتار از دو حالت خارج نیست:

1.یا درست است و حقیقت دارد.

2.یا خدا،دین و آخرتی در کار نیست.

حال اگر :

این وعده و وعیدها راست نبود و سؤال و جواب و پاداش و مجازاتى در كار نبود، كسى كه در دنیا مقرّرات و دستورات دین را مراعات نموده، هیچ ضررى نكرده است. بلكه حداكثر به اندازه‏اى كه فرد بى ‏دین، اوقات خود را صرف كارهاى بى ‏ارزش نموده  است، فرد دیندار نماز خوانده، یا دستورى دینى را انجام داده است.

 امّا اگر قیامتى در بین بود،- كه به هزار و یك دلیل هست- آن وقت افراد بى ‏دین، و غیر مذهبى  چه خواهند كرد!؟

بنابراین مذهبى ‏ها به هر حال برنده‏ اند و افراد بی دین، در معرض خطر بزرگی قرار دارند که اصلا قابل ریسک کردن نیست.[1]

 به نظر شما کدام راه عاقلانه تر است؟

خوشی محدود به همراه ناخوشی ابدی یا ناخوشی محدود به همراه خوشی نامحدود؟؟!!

 

کدام دانه فرورفت در زمین که نرست

چرا به دانه انسانت این گمان باشد[2]

 

 

 

 



[1] .محسن قرائتی/اصول عقاید

[2] .مولانا جلا الدین بلخی/کلیات شمس

 


چهارشنبه 21 آذر 1397

بهترین قانونگذار؟

   نوشته شده توسط: سالک علوی    

بهترین قانونگذار؟

أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِیَّةِ یَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لّقَوْمٍ یُوقِنُونَ[1]

آیا آنان حكم جاهلیّت را مى‏ طلبند؟ براى اهل ایمان و یقین، داورى چه كسى از خدا بهتر است؟

بهترین قانون،قانونی است که قانونگذار آن هم بهترین باشد.

شرایط و خصوصیات بهترین قانونگذار :

1. عالم به تمام احوالات انسان در گذشته،حال و آینده.

2. عالم به تمام هستی و چگونگی ارتباط انسان با جهان.

3.دنبال هیچ گونه نفع و سودی برای خودش نباشد.

4. هیچ لغزش عمدى و سهوى نداشته باشد.

5. از هیچ قدرتى نترسد.

6.  خیر خواه همه باشد.

این شرایط، تنها در خداوند متعال وجود دارد، لذا قرآن مى‏فرماید: «مَن أحسن من اللّه حكماً» [2]و هر قانون بشرى كه خلاف حكم خدا باشد، جاهلانه است. «أفحكم الجاهلیّة»[3] .

چرا که:

1. این قانون‏ها غالباً بر اساس هوا و هوس، ترس، طمع، جهل، خطا وخیال و محدودیّت علمى وضع شده است

2. خداوند بر هر چیز تواناست «إِنَّ اللَّه عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ »[4]  

3. او عالم به همه چیز است.«وَ هُوَ بِكُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیمٌ‏ »[5]

 



[1] .سوره مبارکه مائده/آیه50

[2] .همان

[3] .همان

[4] .سوره مبارکه بقره/20

[5] . سوره مبارکه بقره/29


دوشنبه 19 آذر 1397

اصول عقاید-2

   نوشته شده توسط: سالک علوی    نوع مطلب :فلسفه و کلام ،


2-1نیاز به دین

..........ادامه مطلب قبلی

راه خود

انسانی که:

1. ازنظر علم،قدرت،آینده نگری و...محدود است

2.شاهد صدها اشتباه،خطا،پشیمان از انتخاب های گذشته ،قضاوت و برداشت های غلط خود بوده است.

 3.اسیر شهوت،غضب و.. خودش است.

حرص تو چون آتشست اندر جهان         باز کرده هر زبانه صد دهان[1]

چطور می تواند برای سعادت خویش یک برنامه جامع و درست بنویسد؟

 

راه مردم‏

این راه نیز  در نامطمئن بودن، دست كمى از راه اوّل ندارد.

چون :

1.همان نقص و کوتاهی ها که در من بود در نظریه دیگران نیز هست.

2. هیچ دلیلى وجود ندارد كه من از سلیقه خود صرف نظر كنم و دنبال سلیقه‏هاى گوناگون دیگران باشم. آزادى خود را رها كرده، اسیر كسانى شوم كه نه حقیقت مرا مى‏شناسند، نه سعادت ابدى مرا مى‏دانند و نه معلوم است كه خیرخواهم باشند.

بعد از گذشت عمر انسان به این نکته می رسد که:

کودکی در غفلت ،نوجوانی شهوت، در کهولت حسرت.

 

راه خالق انسان(راه دین)

راه دین، راهى است كه آفریدگار براى ما قرار داده و بدیهى است كه:

1.سازنده هر كالایى به مشخّصات و نیازهاى آن از دیگران آگاه‏تر است .

2.بهتر از هر كسى مى‏تواند مقرّرات مربوط به نحوه استفاده و یا حفظ و نگهدارى آن را مشخّص كند.

 آیا وجود انسان،از یك كالاى ساخته دست بشر كمتر ویا ساده ‏تر است؟!

ادامه دارد...



[1] مولانا جلال الدین بلخی/مثنوی معنوی/دفتر چهارم


یکشنبه 18 آذر 1397

اصول عقاید1

   نوشته شده توسط: سالک علوی    نوع مطلب :فلسفه و کلام ،

1-1چه نیازی به دین؟

هرانسان در طول زندگی سه نوع نیاز دارد:

1- نیاز شخصى         2- نیاز اجتماعى              3- نیاز عالى‏

نیاز شخصى:

مثل نیاز به خوراک،پوشاک،مسکن و...


نیاز اجتماعى:

 اموری که لازمه ی زندگی اجتماعی است. مانند قانون، مقرّرات و رهبر.


نیاز عالى:

 نیاز انسان به شناخت و معرفت است،.مثلًا شناخت هستى و مبدأ آن، شناخت هدف هستى و مقصد آن، به عبارتی :

از کجا آمده ام ؟آمدنم بهر چه بود؟به کجا می روم؟چگونه باید بروم؟


از چه راهی؟

هر انسانی برای رشد و تعالی و پیشرفت و رسیدن به قله ی سعادت سه راه در پیش دارد:

1- عمل براساس میل و خواسته خود.

2- عمل بر طبق خواسته های دیگران.

3- عمل بر طبق گفتار خالق انسان ها.[1]

با توجه به اینکه زندگی در این دنیا ابدی  نیست ،و عمر رفته باز نمی گردد.

این سوال جدی پیش می آید که:

کدام راه را انتخاب کنم؟چرا؟


در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران 

 برو دکان کس بنشین که در دکان شکر دارد[2]

 

ادامه دارد.....

 

 

 

 

 

 



[1] .محسن قرائتی/ اصول عقاید(با تلخیص و تصرف)

[2] .مولانا جلا الدین بلخی/کلیات شمس


چهارشنبه 14 آذر 1397

چیزی برای سفر برداشتی؟

   نوشته شده توسط: سالک علوی    


 قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالاْ َخْسَرِینَ اَعْمالاً * الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ اَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً. (بگو: آیا به شما خبردهیم که زیانکارترین (مردم) در کارها، چه کسانى هستند؟  آنها که تلاش هایشان در زندگى دنیا گم [و نابود] شده؛ با این حال، مى پندارند کار نیک انجام مى دهند)[1]!

در زندگى خود و دیگران بسیار دیده ایم گاه چند دهه از عمر کسی سپری می شود و شبانه روز در پی کسب درآمد،مال،ثروت و... بود یک دفعه ندای رفتن به گوشش می رسد و می بیند که آنچه را که جمع کرده بود را باید بگذارد و برود.او فقط انبار دار بازماندگانش بود،اما غافل از آنچه را که باید برای خود  از پیش می فرستاد.  

به قول خواجه نصیرالدین طوسی:

افسوس كه آنچه برده ام باختنی است                بشناخته ها تمام نشناختنی است
برداشته ام هر آنچه باید بگذاشت                    بگذاشته ام هر آنچه برداشتنی است

 

 



[1] .سوره مبارکه کهف/103-104


سه شنبه 13 آذر 1397

کدام دین؟

   نوشته شده توسط: سالک علوی    نوع مطلب :اخلاق(حکایات،سخن بزرگان،شعر، و..) ،

کدام دین؟

یک بازرگان ایرانی که برای عقد قرارداد بازرگانی به چین سفر کرده بود، تعریف می‌کرد که مدیر یکى از شرکت‌هاى چینى از او پرسیده بود: «دین و مذهب شما ایرانیان چیست؟»

بازرگان ایرانی هم تا حدی دین اسلام را برای مدیر شرکت چینی شرح داده بود و سپس علت این پرسش را از او جویا شده بود. مدیر شرکت چینی جواب داده بود که چندى پیش بعضى از آقایان تجار بازار ایرانی براى سفارش دادن بعضى از اجناس چینى نزد او رفته بودند. وقت ناهار، او آنان را به صرف ناهار در شرکت دعوت کرده بود و براى آنان مرغ سوخارى آورده بود. تجار ایرانی از خوردن آن غذا خوددارى کرده بودند چون که گفته بودند حرام است و ذبح شرعی نشده است ولى همان اشخاص از او خواسته بودند که بر روى آن اجناس ساخت چین، بنویسد «Made in Japan»: 

بنابراین می‌خواست بداند که دین و مذهب ما چیست؟![1]

شاید در نگاه اول،رفتار این تجار را تقبیح کنیم اما اگر به زندگی روزمره ی خودمان برگردیم و تاملی داشته باشیم ، احتمالا نمونه های زیادی را خواهیم یافت .

  قال الامام علی علیه السلام: طُوبَی لِمَن شَغَلَهُ عَیبُهُ عَن عُیُوبِ النَّاسِ.[2]

امام علی علیه السلام فرمود: خوشا به حال آن کس که پرداختن به عیب خودش، او را از پرداختن به عیب های مردم باز دارد.

 علاوه بر این باید حواسمان باشد که دین را در همه ی ابعاد  زندگی جاری کنیم،نه به صورت  کاریکاتوری .

دین ِ ما ارثیه‌ی ناب و گرانقدر ِ پیمبر باشد
                                                    آتشی در کف ِ دستان ِ من و توست مواظب باشیم[3]

  



[1] . http://www.yekibood.ir

[2] . مستدرك الوسائل/ج 11 /ص 314

[3] . https://emam8.com


یکشنبه 11 آذر 1397

سبک زندگیت چگونه است(1)

   نوشته شده توسط: سالک علوی    نوع مطلب :دوباره زندگی ،

زندگی مگسی؟

هر موجودی براساس اقتضاء خلقتش زندگی خاصی دارد اما برترین آنها که انسان می باشد و دارای قوه تعقل و اختیار است ،دارای جایگاه ویژ ه ای است که براساس نوع خلقت خاصی که خدا  آن را خلق کرده می تواند :

الف:به مقام رضوان الهی برسد،به عبارتی: «از ملک پران شود آنچه در وهم ناید آن شود »[1]

ب: به «اولئک کالانعام بل هم »[2] برسد.

برخی افراد در مسیر زندگی ضلالت و گمراهی می خرند[3]می شوند و گروهی  سعادت  و رستگاری را در نظر دارند[4]و در مسیر هدایت الهی قرار می گیرند.

انتخاب با انسان که کدام سبک زندگی کند

در این زمینه چند نوع زندگی را مثال می زنیم

1-زندگی مگسی

2-زندگی مورچه ای

3-زندگی زنبور عسلی

4-زندگی عنکبوتی

در این متن به زندگی مگسی می پردازیم.

چند امر لازمه زندگی هر موجودی است:

1.زمان   2.مکان 3.تغذیه4 .خصوصیت روانی و شخصیتی

1.عمر زندگی مگس بسیار کوتاه است

2.مگس مکان خاصی برای زندگی ندارد،خانه پارک زندان صحرا و.....

الف:داخل آشپزخانه می رود داخل سرویس بهداشتی هم می رود

ب:روی قندان،عسل،مواد غذایی خوب هم می رود همچنین روی سطل زباله، و...هم می رود

3.تغذیه:

کباب و عسل و... می خورد در عین حال آشغال و مردار و...هم می خورد.

4.خصوصیات:

الف:هم گرایش به فضایل  دارد و هم گرایش به رذایل

ب:لاابالی زندگی می کند(یعنی ترسی ندارد)

ج:به قول معروف سریش است(هر چه او را دورکنی دوباره میاد و بالاخره در همان حال می میرد ).

د:اگر بدن کسی زخمی پیدا باشد میاد روی آن منشیند و اذیت می کند

و:قدرت تشخیص ندارد(بصیرت ندارد).

برخی از انسان ها نیز اینگونه اند،البته ژست روشنفکری،آزادی ،منطقی بودن هم می گیرند

برای مثال:

1.به مسجد میرود اما به مجلس گناه هم می رود.

2. به هیئت می رود ،سینه زنی هم می کند ولی به مجلس رقص و لهو و لعب هم می رود..

3.در موبایلش مداحی و سخنرانی هم دارد و در عین حال مویسقی و فیلم حرام دارد.

ثبات شخصیت ندارد و نمی تواند مستقلا تصمیم بگیرد گویی عقلش از کار افتاد «مذبذبین بین ذلک»[5]هست.

حیف نیست انسانی که خداوند در وصفش می فرماید: «و لقد کرمنا بنی آدم..»

خود را نشناسد هر لحظه ای به رنگی بگردد؟!

سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست
                                                   در میان این و آن ، فرصت شمار امروز را[6]

 

 



[1] .مثنوی مولوی/دفتر سوم

[2] .سوره مبارکه اعراف/179

[3] .سوره مبارکه نساء/44

[4] .سوره مبارکه مومنون/1

[5] .سوره مبارکه  نساء/143

[6] .غزلیت سعدی/غزل12


شنبه 10 آذر 1397

نماز و مسجد

   نوشته شده توسط: سالک علوی    نوع مطلب :اخلاق(حکایات،سخن بزرگان،شعر، و..) ،


نیم نگاهی به اهمیت نماز و مسجد در اسلام

1.اولین واجب بعد از معراج : نماز[1]

2.اولین قطعه کره زمین: برای نماز[2]

3. اولین سؤال در قیامت:نماز[3]

4.پاسخ جهنمیان :نماز[4]

5.اولین گام در برون رفت از شهوت گرایی:نماز[5]

6.اولین گام ورود به دروازه سعادت مومنان:نماز[6]

 

کدام نماز بهتر است؟  نماز در مسجد

پیامبر صلی الله علیه و آله در خطبه‌ای طولانی فرمود: کسی که به یکی از مساجد خداوند برود، به ازای هر گامی که برمی‌دارد تا زمانی که به منزل خود بازگردد ده حسنه دارد و ده گناهش پاک می‌گردد، و ده درجه مقامش بالاتر می‌رود. (ثواب الأعمال /259(

1.اولین کار پیامبر در مدینه:ساختن مسجد

2.اولین کار بعد از فتح مکه:پاک سازی کعبه از بت ها

3.شروع معراج پیامبر:از مسجد[7]

4.اولین کارکسانی که در زمین قدرت گرفتند:اقامه نماز[8]



[1] . طبرسی در مجمع البیان می‌نویسد: از امیر مؤمنان(ع) نقل کرده‌‏اند که ضمن تأیید این دیدگاه، فرمود: نماز ظهر نخستین نمازى است که واجب شد: « و اوّل صلوة فرضت»

[2] . إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذی بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمینَ (96/ال عمران)

[3] . پیامبر (ص ): اول ما یسالون عنه الصلوات الخمس اولین چیزی که از انسانها سؤال می شود، نمازهای پنج گانه است )کنز العال ، ج 7، حدیث 18859 )

[4] . ما سَلَكَكُمْ فی‏ سَقَرَ لم نک من المصلین(42-43/مدثر)

[5] . فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ‏ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا (59/مریم)

[6] قد افلح المومنون الَّذینَ هُمْ فی‏ صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ‏ (1-2/مومنون)

[7] . سُبْحانَ الَّذی أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذی بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیاتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ (1/اسراء)

[8] . الَّذِینَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ (حج/42)

 


تعداد کل صفحات: 7 1 2 3 4 5 6 7